مرتضى مطهرى

184

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بَيْنِي وَ بَيْنِكَ « 1 » . بعد يك يك توضيح داد . ( آن ، داورى اخلاقى موسى بود . ) گفت : اما كشتى : مىدانستم در پيش رو پادشاهى است كه كشتيها را غصبى مىگيرد مگر معيوبها را . من كشتى را معيوب كردم براى آنكه نجات پيدا كند . من خدمت مىكردم ولى به صورت خيانت . اما داستان غلام : او فرزند يك پدر و مادر مؤمن بود ، بيم آن بود كه وقتى بزرگ شود طغيان كند كفر ورزد و آنها را از بين ببرد . در واقع من خدمتى به پدر و مادرش كردم . اما آن ديوار مال دوتا بچه بود كه پدر و مادرشان آدمهاى صالحى بودند و احسان و خدمت به آنها اقتضا مىكرد كه من اين كار را انجام دهم . اين پاداش نيكوكارى آنها بود . در اين داستان ، پيوسته چنين است كه در زير يك پرده - كه كار زشت است - يك هدف عالى نهفته است كه آن را توجيه مىكند . براى كسى كه نمىداند ، توجيه پذير نيست . آن كسى كه نمىداند ، وظيفه‌اش اين است كه از قانون مربوطه پيروى كند . اما يكى هست كه آن طرف را مىداند . شكستن اين قانون براى او توجيه دارد ولى براى اين توجيه ندارد . برخى كارها براى افرادى جايز مىشود و براى افراد ديگر جايز نيست . اين است كه وظيفهء پيغمبر و امام و ولىّ در خيلى موارد فرق مىكند . نه اينكه حكم براى پيغمبر و ما دو حكم است ، حكم براى ما و پيغمبر يا براى ما و امام هر دو يكى است . اگر ما آنطرف‌تر را مىديديم وظيفه‌مان همان مىشد ، ولى آن كه آنطرف‌تر را مىبيند خود به خود حكم دربارهء او تغيير مىكند . از ابتدا اين داستان را توجيه كردند و بيشتر بردند روى مسائل اخلاقى و عرفانى و معركهء عرفا شده است كه : به مىسجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزلها و اينكه آنجا كه ولىّ باشد كه طريقت را تشخيص بدهد ، مىتواند حقيقت شريعت را به خاطر طريقت بشكند ؛ در صورتى كه اين امر در رهبرى اجتماعى بيشتر مطرح است . شما وقتى تاريخ زندگى پيامبر را مطالعه مىكنيد مىبينيد همهء آن ، داستان موسى و خضر است . پيغمبر آنجا كه تشخيص مىدهد براى بشريت چه كارى بايد بكند ، اهميت نمىدهد كه ديگران چه مىگويند . وقتى كه تشخيص مىدهد دشمن بايد تضعيف شود و اولين تضعيفى هم كه بايد به دشمن وارد شود از جنبهء اقتصادى است كه همين پول آنها تبديل به اسلحه مىشود و به سر مسلمين مىريزد « 2 » ، مىگويد برويد كاروانشان را بزنيد تا قوّت نگيرند . يا اگر تشخيص مىدهد كه اين يهوديها جرثومهء

--> ( 1 ) كهف / 78 . ( 2 ) يا رسالت را رسالت الهى مىداند يا نه . اگر نمىداند كه بحثى نيست ، ولى اگر رسالت را الهى و لازم براى همهء بشر مىداند بايد دشمن تضعيف شود .